
وقتی بعد مدت ها میای سراغ وبلاگ خودت و کلا ادرسش رو فراموش کردی و ادرس رو از لینک وبلاگت توی وبلاگ دوستات بر میداری در ادامه پست قبل باید بگم جوجه های عزیزم (میتو و گندم طلا) رو فروختیم، خیلی خیلی سخت بود :(فقط موند تیتو و برفی ... تیتو همچنان به برفی محل نمیذاشت و برفی همه ش تنها بود ... میدونستم که نمی تونم برفی رو هم نگه دارم ...وقتی همکارم ازم خواست برفی رو بهش بدم شاید با عروس هلندی اون که اسمش سانی ه دوست بشه استقبال کردم، اینجوری حداقل خیالم راحت بود که برفی کوچولو حالش خوبه ...الان ...
ادامه مطلب
مدام با خودم تکرار می کنم موضوع مسخره تر از این حرفاستک صب تا شب بهش فک کنی!xa0ک مسخره تر از اینه ک بخاطرش یک بغض گنده همه ش تو گلوت باشه ک فقط منتظر اشک شدنه!!!تغییر سخته، دلهره اوره و این بدترین شروع واسه رقم خوردن این تغییر بود...xa0پرم از حس بد...xa0...
ادامه مطلب