ماموريت یک روزه

خرید بک لینک
شنبه شب برای ماموریت به سمت مشهد حرکت کردیم.

من ب عنوان اولین کسی ک توی شهر خودش میره هتل (البته برای مناسبت های عشقولانه میرن اما برا ماموریت فک نکنم) در کتاب گینس ثبت شدم

همه ادمای ماموریت میگن تو چرا نمیری خونه، اگه ما بجات بودیم می رفتیم و فلان...

راستش چجوری بگم رفتن قطعا برام دلچسب بود اما اگه نمیرفتمم چیزی نمیشد، من اصلا ادم وابسته ای نیستم و مطمئنم بنظر اطرافيانم فوق العاده بی احساسم

خب من چنتا دلیل داشتم، اولین و اصلی ترینش این بود ک برای من تو مشهد موقعیت رفتن ب هتل پنج ستاره شاید پیش نیاد، خب الان ک مفته بذا برم، خونه بعدا هم میشه رفت

همچین موجود با احساسی هستم من :/

و دلیل دیگه ک ب بقیه هم همینو گفتم این بود ک صبح زود قرار بود بریم ب سمت خواف و سخت بود صبح زود تنها بیام هتل

خلاصه ک قصد رفتن ب خونه رو نداشتم و حرف بقبه هم تو تصمیم اثری نداشت...

بعد گرفتن اتاق ها و خوردن یک دمنوش و کلی بگو و بخند با همکارا، عازم حرف شدیم.. .

لازم ب ذکره ک هتل در ده دقیقه ای حرم قرارداشت و ویوی بینظیری ب حرم هم داشت

ب طرز باورنکردنی ای حرم خلوت بود و حس بینظیری داشت نشستن ولی زمانش متاسفانه کم بود...

روز بعدش و دنگ و فنگهاش و. .. بکنار (البته بنظر من اصلا سخت نبود و خوش گذشت حتی 8 ساعتی ک تو ماشین بودیم)

و اما شبش...

از قبل اینجوری برنامه ریزی کرده بودیم ک بعد برگشت و رسیدن ب هتل همسر محترم بیان دنبال من و باهم بریم خونه شون، اما از اونجایی ک ناهار نخوردیم و قرار شد شام زود بخوریم من پیشنهاد دادم ک شام خوشمزه تو هتل پنج ستاره بخورم و بعد شام بیاد دنبالم! خب ایا رواست ک شام مفت هتل پنج ستاره رو ول کنم برم مهمونی شام بخورم؟

بماند ک اینقد دیر خبر دادم برا اینکه دنبالم بیاد و دعوا شدم غذامو کامل خوردم بدون عجله و استرس یهو دیدم ساعت نه و نیمه و من خبری ندادم و تازه گفتم من بعد امضای صورتجلسه اماده ام ک بیای دنبالم

مجددا همچین موجود با احساسی هستم من

طفلکی این همه راه کوبید اومد هتل، ساعت ده رسید ما هم حدود یک ساعت دور خودمون چرخیدیم و من خیلی زود برگشتم هتل

در صورتی ک بقیه گفتم دیر میام یا صب میام اصلا و من اولین نفر رسیدم هتل و خوابیدم، بقیه رفته بودن حرم...

دلیل اصلی نوشتن اینها تعریف کردن ماجرا ها نبود، بلکه اعتراف ب این بود ک من ادم بی احساسی هستم، البته بنظرم همسر هم ادم با احساسی نیست اما یذره اوضاعش بهتر از منه. ..

این موضوع چیزیه ک برای دیگران واقعا عجیب و غیر قابل درکه، حداقل با رفتار و حرفاشون اینو میگن، ینی خودشون در موقعیت من اصلا این چنین تصمیماتی نمیگیرن...

مانیکور...

ما را در سایت مانیکور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:21

صفحه بندی