کل پستای اخیر من شده صحبت از درگیری با کسی ک باید باهاش کار کنم و هر روز ببینمش... شده چالش این روزای من!!
روزای اخر ماه رمضون و عید فطر رو مشهد گذروندم، چون بیشترش ماه رمضون بود نتونستم خیلی ازش استفاده کنم اما در نهایت خیلی خوب بود و برگشتن واقعا سخت ![]()
خداروشکر روز اول ک رسیدم چکش اعصابم نبود، صبح مستقیم از راه اومدم سرکار، حدود ساعت شش و ربع و بخاطر اینکه فرداش نمایشگاه بود تا هشت شب موندم سرکار و اگرچه بی نهایت خسته و له بودم اما نبودن چکش باعث شد همه چی راحت بگذره!!!
حس می کنم ادم خیلی مزخرفی شدم، همه ش در حال غیبت کردن از چکشم، خداروشکر فقط مشکل داشتن با چکش اعصابم مشکل من نیی وگرنه می گفتم حتما من مشکل دارم!!!
امروز اولین روز نمایشگاه بود و تقریباً روز خسته کننده و ناجالبی بود ![]()
تا چهارشنبه نمایشگاهه و از این که کمتر چکش اعصاب رو میبینم خوشحالم، چون یا من نمایشگاهم اون سرکار یا برعکس...
+ نمیدونم چیکار کنم تا حساسیتمو نسبت ب چکش اعصاب کم کنم ![]()
به عشق مریمی ![]()
ما را در سایت مانیکور دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 130