من خیلی تجربه ش کردم، گاهی وقتا تلخه و گاهی وقتا خیلی شیرین، مث الان ...
عصر رفتم شهروند کلی اشغال پاشغال خریدم 
چون حوصله نداشتم زود برگردم خونه...
+اومدم خونه مث کوآلا پهن شدم رو تخت، حس تکون خوردن ندارم 
+امروز ی اتفاق دردناک افتاد... یک قرارداد مهم ب عنوان چک پرینت رفت تو پرینتر و فاتحه ش خونده شد 
البته گند من نبود 
+ ی خبر ناامید کننده شنیدم امشب ... :-/
+یکی از دوستای دوستداشتنیم ازدواج کرده، عکسشم دیدم چ جیگری شده بود
+استاد کلاس زبانم خیلی بامززززه س، ینی سر کلاس کلا اینجوری ام 
خدای شکلک و صداهای خنده دار دراوردن و سربسر بچه ها گذاشتنه
واقعا نقطه انرژی هفته س ...
+ فردا ثبت نام دکتری تموم میشه همین الان یهویی فهمیدم ... من ک درس نمی خونم ... ب عوان سیاه لشکر شاید شرکت کنم ... اگه فردا یادم بمونه ثبت نام کنم 
و دیگر هییییچ ...
مانیکور...ما را در سایت مانیکور دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 162